خشونت

خرید بک لینک

امکانات وب



ساير تعاريف 


خشونت حالتي از رفتار است که با استفاده از زور فيزيکي و يا غير فيزيکي فرد خشن خواسته خود را به ديگران تحميل مي کند. خشونت ممکن است در اثر خشم اتفاق افتد. خشونت از نظر لغوي به معناي خشکي، تندي و سختي است.هرگونه رفتاري که با هدفوارد نمودن آسيببه يک يا بيش از يک پديدهصورت گيرد رفتار خشونت آميز نام مي گيرد. رفتار خشونت آميز مي تواند در سطح آگاهانه يا ناآگاهانه صورت گيرد.


روانشناسي و جامعه شناسي


علل رفتار خشونت آميز در نوع بشر غالباً موضوع پژوهش علم روانشناسي و جامعه شناسي است. ژان ولاوکازيست شناس سيستم اعصاب بدين منظور تأکيد مي کند که «رفتار خشونت آميز به عنوان رفتار تهاجمي فيزيکي عمدي در مقابل فرد ديگر تعريف شده است».


دانشمندان براين موضوع که خشونت در نوع بشر ذاتي ست، اتفاق نظر دارند. از بشر پيشاتاريخ، مشاهدات باستان شناسي مبني بر درگيري خشونت و صلح جوئي به عنوان ويژگي هاي ابتدايي آنان وجود دارد. از آنجايي که خشونت ماهيت ادراک و همچنين يک پديده قابل اندازه گيري است، روانشناسان تغييرپذيري را، در آنچه مردم از کنش هاي فيزيکي عمدي به عنوان خشونت دريافت مي کنند، تشخيص دادند. براي مثال، در ايالتي که توقيف مجازاتي قانوني ست ما توقيف کننده را به عنوان خشونت دريافت نمي کنيم، گرچه ممکن است ما با شيوه استعاره اي از واکنش خشونت آميز ايالت صحبت کنيم. بعلاوه فهم خشونت به رابطه? قابل دريافت قرباني و پرخاشگر نيز وابسته است؛ بنابراين روانشناسان نشان مي دهند که مردم ممکن نيست استفاده تدافعي از نيروها را بشناسند مگر در جاييکه مقدار نيروهاي مورد استفاده قرار گرفته به طور شاخص بيشتر از تعرض اصلي باشد.


اغلب در بحث هاي مربوط به خشونت انسان، تصوير «خشونت ميمون نر» آورده مي شود. ديل پترسون و ريچارد وانگهام در «مردان شيطاني: ميمون ها و ريشه هاي خشونت انساني» مي نويسند که خشونت در انسان ها ذاتي است، هر چند اجتناب ناپذير نيست. با اين حال «ويليام ال. آوري» ويراستار کتابي به نام «ما بايد بجنگيم؟ از ميدان جنگ تا حياط مدرسه - چشم اندازي نو در درگيري خشونت آميز و اجتناب از آن» از اسطوره? «ميمون قاتل» در اين کتاب انتقاد مي کند که در آن دو بحث ازدو سمپوزيوم دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد را مي آورد. نتيجه اين است که «ما همچنين مکانيسم هاي طبيعي بسياري براي مشارکت، حفظ درگيري، تجاوز و غلبه بر درگيري داريم. همه اينها به اندازه تمايلات تهاجمي براي ما طبيعي هستند».جيمز گليگان مي نويسد که خشونت اغلب به عنوان پادزهري براي شرم و تحقير به کار مي رود. استفاده از خشونت منبع غرور و دفاع از افتخار است، مخصوصاً بين مرداني که خشونت را نشانه? مردانگي مي دانند. استيون پينکر در مقاله? «تاريخ خشونت» در نيوريپابليک شواهدي ارائه مي کند که متوسط ميزان ستيز و خشونت در انسان ها و حيوانات در طول چند سده? گذشته کاهش يافته است. روان شناسي تکاملي چند توضيح براي خشونت انساني در زمينه هاي مختلف پيشنهاد مي کند. گوئتز (2010) بحث مي کند که انسان ها شبيه بيشتر انواع پستانداران هستند و از خشونت در موقعيت هاي ويژه استفاده مي کنند. او مي نويسد که «باس و شکلفورد» (1997) 7 مشکل انطباقي را که اجداد ما پي در پي با آن روبرو بودند ارائه کردند که شايد با پرخاشگري قابل حل بوده اند: مشارکت در منابع ديگران، دفاع در برابر حملات، تحميل هزينه بر رقباي هم جنس، جايگاه مذاکره و سلسله مراتب ها، بازداشتن رقبا از پرخاشگري در آينده، بازداشتن جفت از خيانت و کاهش منابعي که براي کودکاني که از لحاظ ژنتيکي غير خويشاوند بودند هزينه مي شد


گوئتز مي نويسد که به نظر مي رسد بيشتر قتل ها از درگيري هاي تقريباً بي اهميت ميان مردان غير خويشاوند آغاز مي شوند که به خشونت و مرگ تشديد مي يابند. او بحث مي کند که چنين کشمکش هايي هنگامي روي مي دهد که ميان مرداني با جايگاه تقريباً مشابه نزاع بر سر موقعيت پيش مي آيد. اگر تفاوت چشمگيري ميان جايگاه هاي اوليه وجود داشته باشد فرد با جايگاه پايين معمولاً هيچ چالشي فراهم نمي کند و اگر فردي با جايگاه بالاتر را به چالش بکشد معمولاً ناديده گرفته مي شود. در همين حال محيطي با نابرابري هاي شديد ميان افراد مي تواند باعث شود پست ترين ها از خشونت بيشتري در تلاش براي کسب جايگاه استفاده کنند.


 


ادامه مطلب .............




 

خشونت...

ما را در سایت خشونت دنبال می‌کنید

برچسب: خشونت,خشونت علیه زنان,خشونت خانگی, نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 30 آبان 1395 ساعت: 12:14

صفحه بندی